انسانشناسی پزشکی چیست؟
انسانشناسی پزشکی مسائل ناظر به سلامت و نظام بهداشتودرمان را در بافتارهای اجتماعی و فرهنگی گستردهشان مورد مطالعه قرار میدهد. انسانشناسان پزشکی هم در خصوص نظام سلامت و بهداشت پژوهشهای پایه انجام میدهند و هم پژوهشها را در جهت بهبود مراقبت و درمان در محیطهای بالینی یا با هدف بهبود برنامههای عمومی پیشگیری و مهار بیماریها به کار میگیرند. انسانشناسان پزشکی که هم از علوم زیستشناختی و اجتماعی بهره میگیرند و هم از علوم بالینی، سهم قابلتوجهی در فهم و بهبود خدمات بهداشتی در سرتاسر جهان دارند. بنابراین رشد این شاخه از انسانشناسی در سالهای اخیر چشمگیر بوده است—رشدی که در آثار منتشرشده، همایشهای برگزارشده، برنامههای آموزشی و تاثیرات بیرون از عرصهی انسانشناسی انعکاس یافته است.
حدود و ثغور انسانشناسی پزشکی را با یک پارادایم نظری واحد نمیتوان تحدید کرد. برای مثال، توصیف قومنگارانه و تحلیلهای ناظر به دین و نظام بهداشت قدمتی هماندازه با خود انسانشناسی دارند، اما رویکرد انسانشناسی پزشکی انتقادی محصول روندهای فکری متأخرتر است. این موضوع گاهی به بحثهای سرسختانهای درون این رشته منتهی شده است، همچون بحثی که میان انسانشناسان پزشکیای که در حوزه کاربرد بالینی فعالاند (و به ایجاد دانش فرهنگی سودمند برای اهداف فعالان حوزهی پزشکی علاقه دارند) و انسانشناسان پزشکی انتقادی (که به پدیدارشناسی و اقتصاد سیاسی حوزهی زیستپزشکی علاقه دارند) جریان دارد. اما حتی حوزهی پژوهش نظری نیز متفرق است. پنج رویکرد پایه را میتوان در این حوزه شناسایی کرد: رویکردهای زیستپزشکی، قومپزشکی، بومشناختی، انتقادی و کاربردی. این پنج رویکرد واجد سه خصیصه بنیادیناند:
1. بیماری و بهبود بنیاد تجربهی بشرند و آنها را در قالب کلگرایانه در بافتار زیستشناسی انسان و پراکندگی فرهنگیاش بهتر میتوان درک کرد.
2. بیماری جنبهای از محیط را بازنمایی میکند که هم متأثر از رفتار انسان است و هم نیازمند سازگاریهای زیستفرهنگی.
3. جنبههای فرهنگی نظامهای سلامت واجد پیامدهای عملی مهمی برای اثربخشی، مقبولیت و بهبود نظامهای بهداشت و درمانی هستند، بهویژه در جوامع چندفرهنگی.
منبع:
Barfield , Thomas. (1997). the Dictionary of Anthropology. Blackwell, p. 316.
کلمات کلیدی: انسانشناسی پزشکی، انسانشناسی پزشکی، سلامت